تبلیغات
سعید معزالدین Moezoddin Saeed
یکشنبه 27 آذر 1390

شهید صادق گنجی

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

احمد عارفخانی: چگونگی شهادت صادق گنجی مسئول نمایندگی فرهنگی ایران در لاهور پاكستان در برنامه مجله روز بررسی می‌شود.

به گزارش روابط عمومی رادیو معارف ، احمد عارفخانی مدیر گروه خبر و برنامه‌های سیاسی رادیو از تولید برنامه گفتگویی مجله روز با موضوع بررسی زندگی، شخصیت و فعالیت‌های شهید صادق گنجی خبر داد و گفت: در برنامه مجله روز با محمد سعید معزالدین رئیس اسبق خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران در لاهور در خصوص چگونگی نحوه شهادت و فعالیت این شهید والا مقام گفتگو شده است.
گفتنی است؛ این برنامه روز دوشنبه 28 آذر از ساعت 8:40 به روی آنتن می‌رود.


دوشنبه 25 مهر 1390

روش تربیتی پیشوایان اسلام (ع)

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

منتشر شد 

1-   آداب و احکام قرآن ؛ 

 2- روخوانی و روانخوانی و شیوه حفظ قرآن ؛

 3- روش تربیتی پیشوایان اسلام (ع) در ارتباط عاطفی با کودکان ؛

نویسنده : سعید معزالدین 

ویژه دوره آموزشی تربیت مربی مهدهای سراسر کشور 


دوشنبه 25 مهر 1390

تفسیر قرآن ترجمه به اردو - سعید معزالدین

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

 دوره جدید مجموعه چشمه نور با ترجمه به زبان اردو منتشر می شود

 تفسیر قرآن کریم برای نوجوانان (نگارش : سعید معزالدین)


دوشنبه 25 مهر 1390

نسخه خطی آیت الله معزالدین

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

تحقیق ، تنظیم ، تعلیق و شرح نسخه خطی اصول الایمان در علم کلام اثر آیت الله شیخ اسماعیل معزالدین (معزی) اصفهانی توسط  سعید معزالدین در حال انجام است و در آینده نزدیک منتشر خواهد شد.


دوشنبه 25 مهر 1390

مقالات سعید معزالدین

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

                                            www.parsbarg.com


جمعه 30 اردیبهشت 1390

پایگاه فرهنگی و پژوهشی سعید معزالدین

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    


یکشنبه 1 اسفند 1389

فصل وصل آفرین- میلاد نور

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

فصل وصل آفرین- میلاد نور

محمد سعید معزالدین

    اكنون گاه نوید سپری شدن زمستان سرد و سیاه جاهلیت در رسیده است و طبیعت خشك و بی روح جزیرة العرب در انتظار سرسبزی  ربیع  لحظه شماری می كند. آبشار زلال نبوت برسرزمین دل های عطشناك و تفتیده ، جان می بخشد و كویری كه در باور خود به جز خار و خاشاك  ندیده  است ، اینك خرمی و تازگی و ترنم آوای فرشتگان را تجربه می كند.

     او می آید و با آمدنش ، شعر بشریت شعور می یابد و آسمان هستی به یك باره به نور می نشیند. زندگی با آمدن او حیاتی دیگر و دوباره می یابد و جان های خسته و آواره با نغمه ی دلنشین شعار توحید و وحدت به سرمنزل مقصود فراخوانده می شوند تا در افق تابناك یگانگی آرام و قرار گیرند.حبیبی می آید كه طبیب دل است و ساقی صهبای وجود ... و چه می گویم هستی طفیل هستی او : لولاك لما خلقت الافلاك !  محمد(ص) می آید و عطر دل انگیز گلواژه های كلام او ملك و ملكوت را به رایحه ی توحید كلمه و كلمه ی توحید معطر می سازد.       ... آری هنوز هم فرمان مطاع او مسلمانان را به میثاق اخوت دعوت می كند و بشریت را به همزیستی مسالمت آمیز فرا می خواند، و در این فصل وصل آفرین بیش از هر زمان ... !      ایام خجسته ی نخستین بهار ( ربیع الاول) نقطه ی عطف هستی و رمز و راز همبستگی است ... كه او شمع جمع آفرینش است.      سالگشت میلاد مسعود پیامبر اكرم(ص) و فرخنده زاد روز امام جعفر صادق (ع)  را تبریك و شادباش می گوییم و در استقبال طلوع بدر سیمای درخشان پیامبر رحمت از ثنیات الوداع هستی توفیق همگان را در همدلی و تفاهم در  راه  تحكیم پایه های وحدت و اقتدا به سیره ی گرانسنگ نبوی و علوی از خداوند متعال مسالت می نماییم.  www.Moezi.ir


پنجشنبه 21 بهمن 1389

انقلاب اسلامی؛ مبانی، اهداف و برنامه ها

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    


پنجشنبه 21 بهمن 1389

شهید زین الدین

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

درگذشت پدر بزرگوار شهید مهدی و شهید مجید زین الدین 

http://www.bornanews.ir/Image/News/2011/2/14101_634322537504581420_l.jpg   


پنجشنبه 30 دی 1389

مقالات محمد سعید معزالدین

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

                                            www.parsbarg.com


برچسب ها: مقالات محمد سعید معزالدین ، آراستگی ، اقبال ، شعر و شعور ، جایگاه سعدی ، نیایش و خانواده ، خودآگاهی ،

پنجشنبه 30 دی 1389

عبد الله بن زبیر

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

عبد الله بن زبیر در منابع اهل سنت  


برچسب ها: عبد الله بن زبیر ،

پنجشنبه 30 دی 1389

جشنواره کتاب دین و پژوهش های برتر

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

چهارمین جشنواره کتاب دین و پژوهش های برتر


پنجشنبه 30 دی 1389

امامت علی علیه السلام در سنجش خرد

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

امامت امیرالمومنین علی علیه السلام در سنجش خرد   


برچسب ها: امامت علی علیه السلام ،

چهارشنبه 22 دی 1389

گفتگوی سعید معزالدین با نشریه یاران

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

گفتگوی محمد سعید معزالدین با نشریه یاران (یادمان شهیدصادق گنجی)  


دوشنبه 15 آذر 1389

ویژه نامه امام حسین (ع) و محرم

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

 

ویژه نامه امام حسین (ع) و محرم  img/daneshnameh_up/8/85/h17.jpg 

 

  www.parsbarg.com    www.Moezi.ir    www.parsbarg.ir Imam Hosin


جمعه 9 مهر 1389

دریای حقایق

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

اهل بیت (ع) از دیدگاه مفسران اهل سنت


پنجشنبه 18 شهریور 1389

ویژه نامه عید سعید فطر

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

 ویژه نامه عید سعید فطر 

عید سعید فطر


چهارشنبه 3 شهریور 1389

ویژه نامه ولادت امام حسن (ع)

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

ویژه نامه ولادت امام حسن مجتبی (ع) کریم اهل بیت (ع)


پنجشنبه 21 مرداد 1389

ویژه نامه ماه مبارک رمضان

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

ویژه نامه ماه مبارک رمضان 


جمعه 15 مرداد 1389

مقالات و مطالب پایگاه فرهنگی سعید معزالدین

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

برخی عناوین مقالات و مطالب پایگاه فرهنگی سعید معزالدین

· شاهنامه فردوسی نقطه پیوند ایران، اسلام و تشیع
· آداب قرائت قرآن در سخن و سیره امامان (ع)
· ماخذ شناسی حقوق زنان
· كتابخانه دیجیتالی حقوقی
· خودآرایی و آراستگی
· حافظ نقطه وصل شعر و شعور
· آشنایی با انجمن خوشنویسان پاکستان
· اسلام و نوروز
· شخصیت و جایگاه سعدی در تاریخ ادب پارسی
· روش صحیح تفسیر قرآن- بخش اول
· روش صحیح تفسیر قرآن - بخش دوم
· پیامبر(ص) و اهل بیت(ع)
· قرآن، علوم قرآن و تفسیر
· زن در اسلام و ادیان و مکاتب
· اخلاق در اسلام و علوم و مکاتب
· اسلام و ادیان
· احکام و عبادات
· جوانان فرصت ها و آسیب ها
· علوم حدیث
· تاریخ تحلیلی اسلام
· علوم اسلامی (منطق، فلسفه، حکمت، طب، فقه، اصول، کلام، عرفان، تفسیر، درایه،حدیث، رجال، فیزیک، شیمی، جغرافیا، نجوم و... )
· مذاهب و فرق اسلامی ( پیشینه و عوامل پیدایش، آسیب های فرقه گرایی، وجوه اشتراک و افتراق مذاهب و فرق،کتابشناسی)
· عقاید و باورها (توحید و خداشناسی، عدل، نبوت، امامت، معاد )
· فرهنگ و تمدن (تاریخ و تمدن،اخلاق و عادات،دانش مسلمین،هنر و صنعت، اداب و آیین ها، شخصیت ها و اماکن)
· عرفان نظری ( عشق و عقل )
· تقویم مناسبتهای قمری، شمسی و میلادی.
· کتابخانه های ایران و جهان (بانک های اطلاعاتی و منابع دیجیتالی و مرجع و کتابخانه های موضوعی)
· مراکز و موسسات فرهنگی و علمی و آموزشی و خدماتی زنان
· سازمان ها و مراکز مرتبط با امور نشر داخلی و بین المللی
· نمایشگاه های کتاب جهان
· كتابخانه های جهان
· آموزش زبان فارسی
· مجموعه مقالات در باره زبان فارسی
· فهرست الفبایی مجلات و نشریات
· بهار دنیا و بهشت آخرت
· اسلام و نوروز
· سفره هفت‌سین
· مجموعه مقالات تندرستی و پزشکی
· حضرت علی علیه السلام خلیفه ی چهارم !
· فهرست موضوعی مجلات و نشریات
· مقالات گردشگری
· مقالات خانواده
· شیعه شناسی
· مقالات گردشگری
· خانه فرهنگ جمهوری اسلامی ایران ـ لاهور (1383 ـ 1379)
· دانشگاه هنر لاهور ( پاکستان )
· انتشار کتاب آثارالشعراء در اسلام آباد ( پاکستان )
· آثار برتر خوشنویسان ایرانی در لاهور
· همایش انسان از دیدگاه علامه اقبال
· مقالات (موضوعات مختلف)
· کتاب و مجله
· دائرة المعارف بزرگ اسلامی ( مقالات 16 جلد)
· کتابخانه سیمرغ - دائره المعارف بزرگ اسلامی
· دانشنامه رشد
· دانشنامه ستاره شناسی
· دانشنامه فضایی ایران
· دانشنامه اینترنتی قرآن کریم
· هشتمین پیشوا امام علی بن موسی الرضا (ع)
· کتابهای قرآنی
· کتابهای استاد قرائتی
· فرهنگ واژگان فارسی به فارسی، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی
· فرهنگ چند زبانه
· فرهنگ وازگان و ترجمه متن
· مجموعه مقالات حقوقی
· مجموعه مقالات پاسخ به پرسش ها و شبهه ها
· در باره جوانان
· در باره خانواده
· در باره کودکان و نوجوانان
· نکته هایی برای دختران و بانوان
· ویژه نامه ولادت امام باقر علیه السلام
· ویژه ولادت حضرت زهرا سلام الله علیها
· استاد شهید مطهری (شخصیت ،آثار و اندیشه ها)
· امام خمینی قدس سره الشریف
· پیشینه تشیع و تسنن
· سیر و سلوك
· هشدار و پیشگیری و درمان انواع بیماری ها
· بهداشتی و زناشویی
· تاریخ اسلام (صدر اسلام تا آخر امپراتوری عثمانی)
· فرهنگ و تمدن اسلامی
· زندگی ائمه اطهار علیهم السلام
· اصحاب و یاران اهل بیت (ع)
· مقالات در باره اهل بیت (ع)
· کتابهای تاریخی - دانلود
· تاریخ معاصر ایران
· معرفی رجال مثبت و منفی در تاریخ معاصر ایران
· داستانهایی از زندگی پیامبر (ص) و اهل بیت (ع)
www.Moezi.ir         www.parsbarg.ir


سه شنبه 29 تیر 1389

ویژه نامه خجسته زاد روز امام مهدی علیه السلام

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

ویژه نامه خجسته زاد روز امام مهدی علیه السلام  


پنجشنبه 24 تیر 1389

ویژه نامه اعیاد شعبان

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

ویژه نامه اعیاد شعبان 

ویژه نامه فرخنده زاد روز امام حسین و امام سجاد و ابوالفضل العباس علیهم السلام 


ویژه نامه مبعث پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله


چهارشنبه 26 اسفند 1388

بهار رویش جوانه ها

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

بهار رویش جوانه ها

بهار، هنگام رویش جوانه ی امید و زندگی بر شاخساران
بهار، ترنم چشمه های زلال و گوارای آب حیات در جویبار طبیعت
بهار، گاه شور و نشاط و طراوت و تازگی
بهار، فصل وصل آفرین دوستی ها و پیوندها
بهار، آغازی دیگر برای دگرگونی دل ها و اندیشه ها
بهار، فرصتی نو برای دوست داشتن و عشق ورزیدن
بهار، یاد کرد عزیزان از دست رفته و شهیدان سرفراز
بهار، رویش برگی دیگر بر درخت زندگی
بهار، درسی نو و شناختی ژرف برای سرسبزی دل و پالایش روان
بهار، امکان فرصتی دیگر برای تجدید عهد و پیمان با آفریدگار زیبایی
بهار، افزایش شوق نیایش و راز و نیاز
بهار، نکوداشت حماسه آفرینان سترگ حادثه های بزرگ
بهار، خط بطلان بر همه ی سردی ها، پژمردگی ها، حسادت ها و نامردی ها


یکشنبه 29 آذر 1388

دانشنامه‌امام حسین (ع)

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

دانشنامه‌امام حسین (ع)

 
مجموعه چهارده جلدی «دانشنامه امام حسین(ع)» با بررسی ابعاد مختلف زندگانی، شخصیت، قیام، شهادت امام حسین(ع) و حوادث و آموزه‌های مرتبط با آن، با بهره‌گیری از حدیث و تاریخ، از سوی موسسه علمی پژوهشی دارالحدیث منتشر شد.

به گزارش ایبنا،‌ مولفان و نویسندگان این اثر تمامی منابع تاریخی و حدیثی در این زمینه را بررسی کرده و مناسب‌ترین متون را برگزیده‌اند. گزینش و عرضه این متن‌ها، با توجه به قواعد معمول در فقه‌الحدیث و نقد متون تاریخی صورت گرفته است و در مقام رد و اثبات نقل قول‌ها و آرای مورخان، از تناظر و تعاضد مضمونی متن‌ها و اعتبار و کهن بودن منابع و نیز سنجش با عقل سنت و مسلمات تاریخی استفاده شده است.

بر همین اساس، نکته‌های سودمند در جایگاه خودشان و مرتبط با فصل‌ها و متون قرار گرفته‌اند تا خواننده به تحلیلی جامع، همه سویه و مستند دست یابد. هدف از بازگویی بیشتر این بیان‌ها، پاسخگویی شبهات و نمایاندن تحریفات بوده است.

«دانش‌نامه امام حسین(ع)» از پانزده بخش و 138 فصل تشکیل شده است. بخش نخست به زندگی خانوادگی سیدالشهدا(ع) و به موضوعاتی نظیر تولد، نام‌گذاری، ویژگی‌های ظاهری، پرورش، ازدواج و شمار فرزندان ایشان در شش فصل می‌پردازد.

فضیلت‌ها و ویژگی‌های امام حسین(ع) موضوع بخش دوم است که نخست به ملاک انتخاب گزارش‌های مربوط به فضایل امام حسین(ع) و مهم‌ترین کمالات مشترک میان امامان(ع) و بارزترین ویژگی‌های سیدالشهدا(ع) اشاره می‌کند و سپس به تفصیل، فضایل مشترک میان ایشان و سایر اهل بیت(ع)،‌ مکارم اخلاق، ویژگی‌های عبادی و شماری از کرامات ایشان را در شش فصل ارایه می‌کند.

در ابتدای بخش سوم، امامت به عنوان منصبی الهی در ادامه منصب نبوت شمرده و سپس دلایل امامت امام‌حسین(ع) و فرزندانش گزارش می‌شود که با رهنمودهای خداوند و روایاتی از پیامبر خدا(ص) و سایر امامان(ع) درباره امامت سالار شهیدان(ع) و استمرار امامت در نسل ایشان همراه شده است. احادیث این بخش به دلیل آن که اعتقادی شمرده می‌شوند، از نظر سند ارزیابی شده‌ و احادیثی که از اعتبار کافی برخوردار نبوده‌اند، تنها به عنوان موید در کنار احادیث معتبر قرار گرفته‌اند.

بررسی زندگی امام حسین(ع) پس از پیامبر(ص) تا شهادت پدرشان همراه تحلیلی از زندگی ایشان در این دوران یعنی از هفت‌سالگی تا چهل سالگی، موضوع فصل چهارم است. نکات قابل توجه از زندگی ایشان در این مقطع از تاریخ اسلام، از دیگر مطالب این فصل به شمار می‌آیند.

بخش پنجم این اثر با عنوان «امام حسین(ع) پس از شهادت پدر تا قیام عاشورا» به تبیین این مقطع از تاریخ زندگی امام حسین(ع) (40 ـ 61 ق) که بخشی از آن مقارن با امامت برادرشان امام حسن(ع) بود، می‌پردازد و در این راستا سه موضوع مهم «رفتارشناسی امام(ع) در دوران امامت برادر»، «موضع‌گیری‌های ایشان در برابر حکومت معاویه» و «ولایت عهدی یزید» بررسی می‌شوند.

در آغاز بخش ششم که به موضوع خبر دادن پیشاپیش از شهادت امام حسین (ع) می‌پردازد، به قطعیت صدور روایات پیشگویی شهادت امام حسین (ع) اشاره شده و توضیح داده می‌شود که مقدر بودن شهادت ایشان و پیشگویی آن، منافاتی با اراده و اختیار انسان ندارد. این پیشگویی‌ها در چهار فصل گزارش شده‌‌اند.

خروج امام حسین(ع) از مدینه تا رسیدن به کربلا همراه تحلیلی به‌نسبت جامع درباره علل قیام امام حسین(ع) موضوع بخش بعدی است که بررسی مسایل مهمی نظیر امتناع امام(ع) از بیعت با یزید، فعالیت‌های ایشان در مکه، اعزام مسلم به عنوان نماینده خود به کوفه، پیشنهادهای مختلف به امام (ع) مبنی بر نرفتن به کوفه و حرکت امام (ع) به سوی کربلا، گزارش شده‌اند.

رسیدن امام حسین(ع) به کربلا تا شهادت ایشان، موضوعی است که در بخش هشتم بررسی می‌شود و به متون مربوط به حادثه جانگداز عاشورا از آغاز ورود امام حسین(ع) به کربلا تا شهادت یاران، فرزندان، برادران، فرزندان برادر، فرزندان خواهر، فرزندان عمو و سرانجام شهادت خود ایشان می‌پردازد.

بخش نهم، بازگو کننده وقایع پس از شهادت امام حسین(ع) است، حوادثی که در کربلا به وقوع پیوست و در منابع معتبر گزارش شده است. این بخش وقایعی نظیر چگونگی دفن شهدا، سرنوشت سرهای مقدس شهدا و کراماتی که از سر مقدس سیدالشهدا(ع) دیده شد، چگونگی حرکت خاندان اباعبدالله (ع) از کربلا به کوفه و از کوفه تا شام و بازگشت آنها از شام به مدینه را دربر می‌گیرد.

بخش دهم بیان‌گر بازتاب شهادت امام حسین(ع) و فرجام کسانی است که در کشتن ایشان و یارانشان نقش داشتند، در آغاز این بخش، تحلیلی درباره بازتاب‌های اجتماعی و آثار تکوینی واقعه عاشورا و نیز چهار جنبشی که تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم امواج سیاسی و اجتماعی این واقعه تا ده سال پس از آن پدید آمد، ارایه می‌شود.
 
سپس متن گزارش‌های مربوط به بازتاب شهادت سیدالشهدا و یارانش در میان شخصیت‌های برجسته آن روز جهان اسلام، در میان جنایتکاران و خانواده‌های آنها، در جامعه عراق و حجاز و حتی در میان غیرمسلمانان، در پنج فصل مطرح می‌شود. فصل ششم این بخش نیز به تبیین سرنوشت شوم کسانی که در این حادثه نقش داشتند و نیز مردمی که از یاری کردن امام (ع) سرباز زدند، می‌پردازد.

عزاداری و گریه برای امام حسین(ع) نیز موضوع یکی از بخش‌های این دانشنامه قرار گرفته است. این بخش با تحلیلی بسیار مهم از فلسفه عزاداری، ویژگی‌های مجالس عزاداری هد‌فمند و آسیب‌شناسی عزاداری برای امام حسین(ع) آغاز می‌شود و سپس به مباحثی نظیر توصیه به عزداری سیدالشهدا(ع)، نخستین عزاداران، سیر تاریخی عزاداری حسینی، آداب عزاداری در روز عاشورا، تشویق به گریستن و اظهار حزن برای امام حسین(ع)، گریه پیامبران و اهل بیت(ع) و موجودات عالم بر امام حسین(ع) در چهار فصل می‌پردازد.

بخش دوازدهم نمونه مرثیه‌‌هایی که در سوگ امام حسین(ع) و یارانش سروده شده‌اند را با دسته‌بندی محتوایی اشعاری که در طول چهارده قرن در رثای سیدالشهدا(ع) و یارانش سروده شده‌اند، بررسی می‌کند و با ارایه مقاله‌ای تحلیلی، تحولات شعر عاشورایی و فراز و فرود آن را واکاوی می‌کند و در ادامه نمونه شعرهایی را که در این باره سروده شده‌‌اند، به ترتیب تاریخی در هفت فصل گزارش می‌دهد.

«زیارت امام حسین(ع)» موضوع بخش سیزدهم است. این بخش نکات قابل توجهی درباره واژه‌شناسی «زیارت»، ریشه‌یابی آن در فطرت، زیارت زندگان و مردگان از نگاه اسلام، تشویق احادیث اسلامی به زیارت قبور پیامبر خدا(ص) و اهل بیت(ع)، فضیلت زیارت امام حسین(ع) و مهم‌ترین آداب و آسیب‌شناسی را بازگو می‌کند و در ادامه احادیث مرتبط با فضایل زیارت قبر سیدالشهدا(ع) و آثار و برکات آن، هشدار نسبت به ترک آن، حضور فرشتگان و ارواح انبیا و اولیای الهی در مزار ایشان، آداب زیارت و زیارت‌نامه‌‌های مختلف و نایب گرفتن برای زیارت ایشان در شانزده فصل بیان می‌کند.

بخش چهاردهم به توصیف مزار امام حسین(ع) می‌پردازد و در این راستا پس از تبیین تاریخچه حرم حسینی، احادیثی درباره فضیلت مزار امام حسین(ع) و برکات تربت مزار ایشان را در سه فصل گزارش می‌کند.

عنوان بخش پایانی «حکمت‌های رسیده از امام حسین(ع)» است که پس از تبیین موضوع و تفسیر معنای «حکمت» در لغت و در قرآن و حدیث، ارایه کننده حکمت‌های منثور و منظومِ نقل شده یا منسوب به ایشان، در زمینه‌های معرفتی، سیاسی، عبادی، اخلاقی عملی، در پنجاه و پنج فصل است.

چاپ نخست مجموعه چهارده جلدی «دانشنامه امام حسین(ع)» به کوشش محمد محمدی‌ری‌شهری و با همکاری سیدمحمود طباطبایی‌نژاد و سید روح‌الله سید‌طبایی با ترجمه عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی و محمد مرادی از سوی موسسه علمی فرهنگی دارالحدیث به دو زبان عربی و فارسی منتشر شد.


یکشنبه 29 آذر 1388

اشک و ماتم در سوگ سبط خاتم

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

اشک و ماتم در سوگ سبط خاتم

ترجمه کتاب لواعج الاشجان فی مقتل الحسین علیه السلام

(علامه فقید سید محسن امین عاملی)

شرح رویداد جانسوز کربلا

با ویرایش محمد سعید معزالدین

 قطع وزیری

400 صفحه

انتشارات فقه


نفرات برگزیده اولین جشنواره  روش های نوین تدریس معارف دین

 استادان و مربیان برتر آموزش روخوانی قرآن كریم ویژه خردسالان

1- رتبه اول: فاطمه ظفری؛ استان كهكیلویه و بویراحمد

2- رتبه دوم: نرجس احمدی فرد؛ استان زنجان

 استادان و مربیان برترآموزش روخوانی قرآن كریم ویژه نوجوانان و جوانان

1-                رتبه اول: مریم رحمانی؛ استان اصفهان

2-                رتبه دوم: رضوان محدث پور؛ استان خراسان رضوی

3-                رتبه سوم به صورت مشترك: طاهره منصوری  و زهره مرادی؛ استان تهران

- شایسته تقدیر: نسرین عباس زاده؛ استان اصفهان

 استادان و مربیان برتر آموزش اعتقادات

1-                رتبه اول: مهدی قدرتی؛ خراسان جنوبی

2-                رتبه دوم: سوسن میخ بر؛ استان تهران

3-                رتبه سوم: مسعود قریب؛ استان تهران

-         شایسته تقدیر: فرشاد مستاجران؛ استان اصفهان

-         شایسته تقدیر: گلنوش یزدانی؛استان خراسان شمالی

 استادان و مربیان برتر آموزش احكام

1-                رتبه اول: مجید شیرازی؛ استان تهران

2-                رتبه دوم: محمود لطفیان؛ استان قم

3-                به صورت مشترك: محمود زراعتیان؛ استان تهران و غلامعلی غلامی؛ استان قم

-         شایسته تقدیر: شمس الله اكبری؛ استان قم

-         شایسته تقدیر: عفت قلی زاده ؛ استان خراسان شمالی

 استادان و مربیان برتر آموزش اخلاق

1-                رتبه اول: سید محمد باقر ابطحی؛استان قم

2-                رتبه دوم: سهیلا صلاحی اصفهانی؛ استان تهران

3-                رتبه سوم به صورت مشترك: فاطمه براتچی و مهناز صادقی؛ استان تهران

-         شایسته تقدیر: علی رضا نجفی؛ استان قم

داوران جشنواره كشوری روش های نوین تدریس معارف دین

- خسرو كی منش

- محمد سعید معزالدین

- محمود خیری

- عبدالرحمن جریحی

 


جمعه 22 آبان 1388

فرهنگ شعرای فارسی گوی شبه قاره

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

معرفی پارسی گویان شبه قاره در پاكستان

 انتشار كتاب آثارالشعراء در اسلام آباد

     به همت مركز تحقیقات فارسی ایران و پاكستان در اسلام آباد كتاب آثار الشعراء (فرهنگ شعرای فارسی گوی شبه قاره) در قطع رحلی و 521 صفحه منتشر شد.

     این كتاب گرانسنگ را دكتر سید محمد اكرم اكرام ،استاد گرانقدر زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پنجاب (لاهور) با همكاری چند تن از پژوهشگران گردآوری و تدوین كرده است.

     در كتاب آثارالشعراء فهرستی از اسامی و آثار شش هزار شاعر پارسی گوی (ازدوران مسعود سعد    515هجری قمری تا دوران علامه اقبال 1357هجری قمری ) گردآوری و ترتیب یافته است.

تلاش های نخستین ترتیب و تدوین  این اثر ارزنده از سال 1381 در لاهور و با همكاری خانه فرهنگ ج.ا.ایران (محمد سعید معزالدین) و چند تن از پژوهشگران با نظارت و سرپرستی دكتر اكرم شاه آغاز گشت و به همت مركز تحقیقات فارسی در اسلام آباد به انجام رسید.

       شیوه پژوهش و گردآوری و ارایه متن در این كتاب به شیوه فرهنگ نگاری و ارایه فهرستی می باشد كه با نام و عنوان و تخلص شاعر آغاز می شود و سپس به منابع و مراجع و ماخذی كه زندگی نامه و آثار شاعر در آن درج شده است اشاره می گردد.

     در تدوین كتاب، افزون از كتب چاپی مرجع و تاریخ و ادب از تذكره های خطی و دستنویس نیز استفاده شده است.

      كتاب آثار الشعراء كه با پیش گفتار رایزن فرهنگی ج.ا.ایران و سرپرست مركز تحقیقات فارسی آقای سید مرتضی آْل صاحب فصول و مقدمه آقای دكتر اكرم شاه انتشار یافته است  در نوع خود اثری كم نظیر و در خور توجه و بهره برداری برای استادان و دانشجویان و پژوهشگران حوزه گسترده و غنی زبان و ادبیات فارسی است تا از این رهگذر با نام و آثار شاعران پارسی گوی منطقه وسیع شبه قاره كه بخش عظیمی از پیشینه فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی و ادب فارسی را در برمی گیرد، بیش از پیش آشنا گردند.


جمعه 22 آبان 1388

مردم سالاری در نظام ولایی

   نوشته شده توسط: سعید معزالدین    

مردم سالاری در نظام ولایی

پیش گفتار

یکی از مهم ترین موضوعات در زمینه حکومت و دولت، رابطه فرد و دولت است. دولت در خلاء شکل نمی گیرد، بلکه همواره باید افرادی باشند تا دولتی شکل گیرد. به لحاظ این که «انسان» مدنیٌّ بالطّبع می باشد، ضرورتاً باید تشکیلاتی باشد تا عهده دار امور مردم شود. لذا بحث از دولت، بحث از فرد را هم به دنبال دارد.

دیدگاه نظام درباره انسان و فرد کمک می کند تا رابطه فرد و دولت بیش تر مشخص شود. در نظامی که برای انسان احترام و کرامت ذاتی قائل است، دولت هم در راستای خیر و سعادت مردم تلاش می کند، نه این که از آن ها به عنوان ابزاری جهت رسیدن به منافع خود استفاده کند.

از زمانی که دولت های ملّی در اروپا شکل گرفت، بحث های فراوانی در زمینه رابطه فرد و دولت مطرح شد. به دلیل عدم شناخت انسان و خواسته های مادی و معنوی او، در این زمینه افراط و تفریط های زیادی صورت گرفته است؛ به طوری که در تاریخ غرب دوره ای ملاحظه می شود که انسان هیچ مدخلیت و نقشی در حکومت ندارد و پادشاه نماینده خدا و سایه او در روی زمین تلقّی می شود و در دوره ای دیگر، انسان به جای خدا می نشیند و «اومانیسم» در ادبیات سیاسی و فلسفی غرب، همه چیز را در خدمت انسان قرار می دهد و انسان را فعّالٌ مایشاء می خواند و خواست او را مقدّم بر هر خواسته ای می شمارد.

در فرهنگ اسلامی که دیدگاهی ویژه در رابطه با فرد و دولت دارد، انسان از احترام و کرامت خاصّی برخوردار است؛ به طوری که انسان عهده دار مسؤولیت بزرگی در روی زمین است. در قرآن مجید آمده است:

«انّاعرضنا الامانة علی السموات والارض والجبال، فأبین ان یحملنها واشفقن و حملها الانسان»1؛ ما امانت (تعهد، تکلیف و ولایت الهی) را بر آسمان ها، زمین و کوه ها عرضه داشتیم، اما آن ها از حمل آن خودداری کردند و از آن هراسیدند، اما انسان آن را بردوش کشید.

در جهان بینی اسلامی، گرچه انسان دارای اختیار است، ولی این اختیار و اراده در طول اراده و اختیار خداوند می باشد. انسان در محدوده قوانین و شریعت اسلامی اجازه فعّالیت و اختیار را داراست. در نظام سیاسی اسلام، منشأ حقیقی مشروعیت دولت، خداوند است.

دولت اسلامی علاوه بر این که با تکیه بر مردم و در جهت برآوردن خواسته ها و نیازهای مادی و معنوی افراد، تلاش می کند، ولی پیوندی محکم با خدا دارد. در جهان بینی اسلامی، وظیفه دولت هدایت مردم به طرف سعادت ابدی در دنیا و آخرت است.

در میان متفکّران اسلامی، گرچه از صدر اسلام تاکنون، مطالب زیادی در زمینه رابطه دولت و فرد نوشته شده است، ولی کامل ترین و جامع ترین دیدگاه را باید در نهج البلاغه جست. حضرت علی علیه السلام در میان مردم می زیست و نیازهای مادی و معنوی آنان را می شناخت. آن حضرت می فرماید: «... انّ محلّی منها محلّ القطب فی الرّحا ینحدر عنّی السّیل ولایرقی الیّ الطّیر...2؛ همانا موقعیت و نقش من در اجتماع همانند میله وسط سنگ های آسیاب می باشد. من همانند قلّه کوهی هستم که سیل از طرف من سرازیر می شود و هیچ پرنده ای یارای پرواز به اوج قلّه من را ندارد.»

رابطه فرد و دولت از دیدگاه حضرت

1. مفهوم فرد

الف) انحراف صورت گرفته قبل از حکومت علی علیه السلام

با توجّه به انحراف سیاسی که پس از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در حکومت به وجود آمد و حکومت اسلامی از مسیر خودش خارج شد و مردم در حاشیه قرار گرفتند، نقش علی علیه السلام در احقاق حقوق آن ها قابل ملاحظه است. انحراف سیاسی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در نوع نگاه زمامداران به حکومت و سیاست داشت. نگرشِ خلفای پس از پیامبر اسلام، نگرش جاهلی و قبیله گرایانه بوده، نه اسلام گرایانه.3

حضرت علی علیه السلام درباره تحوّلی که در مردم ایجاد شد، چنین فرمود:

«فمنی الناس ـ لعمراللّه ـ بِخَطْبٍ و شماس و تلوّن و اعتراض4؛ به خدا سوگند! مردم در این دوران دچار انحراف و خروج از مسیر مستقیم، رنگ عوض کردن و دوری کامل از حق گردیدند.»

این انحراف، امّت را از عدالت دور کرد و مردم به جایی رسیدند که حق و عدالت را بر نمی تافتند و تحمّل نمی کردند. این مناسبات اجتماعی و چنین رفتارهایی، به هیچ وجه با کرامت انسانی و مساوات اجتماعی سازگاری نداشت.

خلیفه دوم بارها بر این امر اذعان کرد و گفت: «اجرءُهم واللّه انّ وَلیها ان یحملهم علی کتاب ربّهم و سنّة نبیّهم لصاحبک اما ان ولی امرهم حملهم علی الحجّة البیضاء والصراط المستقیم5؛ به خدا سوگند! پرجرأت ترین این گروه که بتواند مردم را به احکام کتاب و پروردگارشان و سنّت پیامبرشان راه ببرد، سالار تو (علی) است. همانا اگر او عهده دار حکومت ایشان شود، آنان را به راه راست و شاهراه روشن می برد.»

ب) تأکید علی علیه السلام بر احقاق حقوق مردم

علی علیه السلام همواره بر نقش مردم تأکید می کرد، تا آن جا که به مالک اشتر فرمود:

«و باید که در امور ملک و مصالح رعیّت آنچه را که به عدالت اقرب و در احقاق حقوق اعدل باشد و عدالتش عمومیّت داشته باشد نسبت به همه مردم اکمل باشد، رعایت نمائی؛ به آنچه که مردم به آن راضی باشند، اختیار نمائی.»6

ج ) نهی از تجسّس در امور مردم

حضرت علی علیه السلام حریم شخصی و قانونی مردم را امن می داند و اعتقاد دارد که حکومت باید از شکستن این حریم امن جلوگیری کند.

«و باید که هرچه از نهج شرع تر شود ثابت نشده و به صحت نرسیده باشد، تغافل و تجاهل را شعار خودسازی و به تجسّس و تفحّص آن نپردازی و سخن چینان و غمّازان را زود تصدیق ننمایی و گفتار ایشان را به مقام اعتبار در نیاوری اگرچه ایشان به ظاهر لباس نصیحت و دوست خواهی پوشیده باشند.»7

حضرت علی علیه السلام در نامه ای به یکی از والیان خود، می فرماید: «واخفض للرّعیّة جناحک8؛ در برابر رعیّت، فروتن باش.»

آن حضرت در نامه ای به محمد بن ابی بکر، می فرماید:

«و أحبّ لعامة رعیتک ما تحبّ لنفسک و اهل بیتک و اکره لهم ما تکره لنفسک و اهل بیتک».9

د) سیاست خلیفه دوم

خلیفه دوم، مسلمانان نخستین را بر سایر مسلمانان، مهاجران قریش را بر سایر مهاجران و به طور کلّی، همه مهاجران را بر انصار برتری داد. او عرب را بر عجم و عرب خالص را بر موالی برتری داد و حتی میان نصارای عرب با نصارای غیر عرب تفاوت می گذاشت. سیاست خلیفه تا بدانجا پیش رفت که برای جلوگیری از اختلاط عرب با عجم و آزاده با برده، مردم را موظف به پوشیدن لباس مخصوص خودشان کرد. مسیّب می گوید: عمر را دیدم، در حالی که با چوب دستی خود بر سر کنیزکی زد تا این که مقنعه از سرش افتاد و عمر گفت: «فیم الاَمة تشبّه بالحرّة10؛ چرا کنیزکی خودش را به شکل زنان آزاده در آورده است.»

امام صادق علیه السلام می فرماید: «موالی» نزد امیرمؤمنان علیه السلام آمدند و گفتند: ما از این عرب ها به شما شکایت می کنیم. رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم عطایا را بین ما و آنان به طور مساوی تقسیم می کرد و سلمان و بلال و صُهیب را به ازدواج زنان آزاد درآورده، اما آنان از انجام دادن [این مساوات]نسبت به ما خودداری می کنند و می گویند این کار را نمی کنیم.

امیرمؤمنان علیه السلام نزد آنان رفت و درباره موالی با آنها صحبت کرد. عرب ها فریاد زدند: ای ابوالحسن! از این کار خودداری می کنیم. حضرت علی علیه السلام از نزد آن ها رفت، در حالی که از شدت خشم، ردایش روی زمین کشیده می شد. حضرت علی علیه السلام پس از بازگشت، فرمود: «یا معشر الموالی انّ هؤلاء قد صیّروکم بمنزلة الیهود والنصاری یتزوّجون لا یتزوّجونکم و لا یعطونکم مثل ما یأخذون11؛ ای گروه موالی! بی شک، اینان شما را مانند یهود و نصارا می دانند. از شما زن می گیرند و به شما زن نمی دهند و آنچه را که خود می گیرند، به شما نمی دهند و به طور مساوی تقسیم نمی کنند.»

و) دسته بندی افراد از دیدگاه امام علیه السلام

حضرت علی علیه السلام مردم را به چند دسته تقسیم می کند:12

1. آنکه در پی فساد نرود، چون خوار و بی مقدار است و بی آلت کارزار، و از مال و منال نابرخوردار.

2. آنکه شمشیر برکشد و همه جا را در فتنه و شرّ کشد، سوار و پیاده اش را فراخواند و خود را آماده فساد گرداند و دینش تباه ـ آلوده گناه ـ چشم او به دنبال نواله ای است، یا به دست آوردن گلّه ای، یا آنکه خواهد بر عرشه منبر نشیند ـ و خود خطیب و واعظ مردمان بیند ـ. چه بد سودایی است که دنیا را بهای خود انگاری و پاداشی را که نزد خدا داری، به حساب نیاری!

3. آنکه با کاری که آخرت راست، دنیا را جوید و بدانچه در دنیا کند، راه آخرت را نپوید، تن آسان و آسوده خیال، آرام گام بردارد و دامن به کمر در آرد و با زیورِ دروغین، خویش را امین مردم شناساند و پرده پوشی خدا را وسیله معصیت گرداند.

4. آنکه خُردیِ همّت و نداشتن وسیلت، او را از طلبِ حکومت بنشاند، تا بدآنچه در دست دارد، بسنده کند. خود را به زیور قناعت بیاراید و در لباس تارک دنیا در آید، حالی که شب یا روزی نبوده است که زهد بپاید.

5. اما مردمانی دیگرند که یاد قیامت، دیده شان را فروخوابانیده و بیم رستاخیز سرشکشان را روان گردانیده، یا از مردم گریزانند و یا مقهور و ترسان، یا خاموش و دهان بسته و یا از روی اخلاص به دعا نشسته، یا گریان و دلشکسته. از پرهیز، در گمنامی خزیده و خواری و مذلّت را به جان خریده، گویی به دریایی شور غوطه ورند، دهانهایشان بسته و دلهایشان خسته، از پند بی حاصل به ستوهنده و از چیرگی جاهلان، ذلیل؛ پیاپی کشته می شوند و از آنان نمانده است جز قلیل.

پس دنیا را خُرد مقدارتر از پرکاه و خشکیده گیاه بینید و از پیشینیان خود پند گیرید، پیش از آنکه پسینیان از شما عبرت گیرند. دنیای نکوهیده را برانید، چه او کسانی را از خود رانده است که بیش از شما شیفته آن بوده اند.

حضرت علی علیه السلام با شناختی که از جامعه و افراد دارد، جامعه را کالبد شکافی نموده و اهداف و نیّات افراد را بازگو می کند و به مردم اعلام می کند که گول ظواهر افراد و دنیا را نخورند و به دنبال سعادت همیشگی و دائمی که همان بهشت است، باشند.

به خاطر همین بود که دشمنان وجود آن حضرت را بر نمی تافتند و به هر شکلی، درصدد مانع تراشی و ضربه زدن بر می آمدند، حتّی به اسم دین و برپایی سنّت پیامبر!

2. مفهوم دولت

واژه دولت به معانی زیادی به کار رفته است؛ از جمله:

1. گردیدن و از حالی به حالی شدن؛

2. بخت و اقبال؛

3. مال و مقام؛

4. قدرت.

مهم ترین معنایی که جامع است و معانی دیگر را در بردارد، معنای آخر است. امروزه در نظام های مختلف سیاسی، مهم ترین ویژگی هر دولت و حکومتی «قدرت» است، خواه منشأ قدرت اقتصاد باشد، خواه سیاست و یا چیزهای دیگر. قدرت در نهاد دولت نهفته است؛ به همین جهت، این مطلب را در سخنان حضرت علی علیه السلام به نحوی می توانیم مشاهده کنیم: «واکظم الغیظ و تجاوز عن المقدرة و احلم عند الغضب و اصفح مع الدولة تکن لک العاقبة13؛ خشم خود را فرو خور و به وقت توانایی در گذر و گاه خشم، در بردباری بکوش و به هنگام قدرت، از گناه چشم بپوش تا عاقبت، تو را باشد.»

همچنین از آن حضرت نقل شده است: «تجاوز مع القدرة و احسن مع الدولة تکمل لک السیادة14؛ و به وقت توانائی، درگذر و با داشتن قدرت احسان و نیکی کن تا بزرگی و سیادت برای تو کامل شود.»

در هردو بیان فوق، واژه قدرت و دولت با هم آمده است. نیز آن حضرت می فرماید: «واحذر الشریر عند اقبال الدولة لئلاّ یُزیلها عنک و عند ادبارها لئلاّ تعیّن علیک15؛ به وقت روی آوردن دولت، از اشخاص شرور پرهیزکن که مبادا آن دولت از تو زایل شود. و به وقت پشت گردانیدن دولت، از آنان پرهیزکن که مبادا بر ضدّ تو یاری و همراهی کنند.»

گرچه دولت، حقّ استفاده از قدرت و زور را دارد، اما حقّ استبداد و ظلم را ندارد. در عهدنامه مالک اشتر چنین آمده است:

«مبادا بگویی که من اکنون بر آنان مسلّطم، از من فرمان دادن است و از آنان اطاعت کردن که این، عین راه یافتن فساد در دل، و خرابی دین و نزدیک شدن تغییر و تحوّل (قدرت) است. و اگر قدرتی که از آن برخورداری نخوتی در تو پدید آورد، خود را بزرگ شمردی، بزرگی حکومت پروردگار را که از تو برتر است، بنگر که چیست؟ و قدرتی که بر تو دارد و تو را بر خود، آن قدرت نیست، که چنین نگریستن سرکشی تو را می خواباند و تندی تو را فرو می نشاند و عقلِ از دست رفته ات را به تو باز می گرداند. بپرهیز که در بزرگی فروختن، خدا را همنبرد خوانی، و در کبریا و عظمت خود را همانند او دانی که خدا هر سرکشی را خوار می سازد و خودبین را بس بی مقدار می گرداند.»16

برخورد حضرت علی علیه السلام با خوارج که ضدّ دولت بودند، بهترین نمونه برای تبیین جایگاه دولت و حکومت قانونمند است. خوارج که مردمانی مقدّس مآب، کج اندیش و بی بصیرت بودند، پس از آن که در پیکار صفّین، متارکه جنگ را ـ در پی بر سر نیزه شدن قرآن ها از جانب سپاهِ در حال شکست معاویه ـ به امام تحمیل کردند و کار به حکمیّت سپرده شد، با سردادن شعار «لاحکم الاّ للّه»، امام علیه السلام را محکوم کردند که چرا حکمیّت را پذیرفته است. حضرت علی علیه السلام در پاسخ آن ها فرمود: برای هیچ جامعه ای چاره ای جز پذیرش حکومت و دولت نیست.

حضرت علی علیه السلام تلاش کرد به آنان بفهماند که اصلاً امکان ندارد که جامعه ای باشد و دولت نداشته باشد. امام علی علیه السلام در پاسخ خوارج که وجود دولت را منکر می شدند، فرمود: «کلمة حقٍّ یراد بها باطل، نعم انّه لا حکم الاّ للّه، ولکن هؤلاء یقولون لا إمرة الاّ للّه و انّه لابدّ للنّاس من امیر، برّ او فاجر، یعمل فی امرته المؤمن و یستمتع فیها الکافر17؛ سخنی است حق که بدان، باطلی را می خواهند. آری، حکم جز حکم خدا نیست اما اینان می گویند: فرمانروایی و حکومت جز برای خدا روا نیست، در حالی که مردم دولتی و حاکمی می باید نیکوکار با تبهکار، تا در حکومت مرد با ایمان کار خویش کند و کافر بهره خود را برد.»

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «والٍ ظلوم غشوم خیرٌ من فتنةٍ تدوم18؛ والی ستمگر و بسیار ظلم کننده بهتر است از فتنه ای که دائمی باشد.»

و می فرماید: «دولة العادل من الواجبات19؛ دولت عادل از واجبات است.»

نیز می فرماید: «مِنْ اعود الغنائم دولة المکارم20؛ بهترین غنیمت برای مردم، دولت نیکان است.»

ماهیّت دولت اسلامی

در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام دولت دو گونه است:

1. دولت الهی؛

2. دولت مردمی.

مشروعیّت حکومت از سوی خداوند و مقبولیّت آن از سوی مردم تأمین می شود. هیچ دولتی بدون اتّکاء بر مردم نمی تواند شکل بگیرد. حضرت علی علیه السلام در این رابطه می فرماید:

«امّا والذی فلق الحبّة و برأالنسمة، لولا حضور الحاضر و قیام الحجّة بوجود الناصر، و ما اخذ اللّه علی العلماء ألاّ یقارّوا علی کظّة ظالم و لاسغب مظلوم، لاَلقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکأس اوّلها و لاَلفیتم دنیاکم هذه ازهد عندی من عفطة عنز21؛ به حقّ آنکه دانه را شکافت و جان را آفرید! اگر حضور حاضران و اتمام حجّت با اعلام وجود ناظران نبود، و اگر خداوند از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر پرخوری ستمگران و گرسنگی ستمدیدگان هیچ آرام و قرار نگیرند، بی تأمّل ریسمان مهار خلافت را بر گردنش می افکندم و با همان جام نخست آخرش را هم سیراب می کردم. بی گمان خوب دریافته اید که این دنیای شما نزد من بی ارج تر از آبی است که از بینی بُزی هنگام عطسه کردن بیرون می افتد.»

حضرت علی علیه السلام تصریح می فرماید که چندان تمایل به قبول خلافت و حکمرانی نداشت و آنچه او را وادار به پذیرفتن خلافت کرد، دو پیمان و وظیفه زیر بود:

1. وظیفه شرعی: «اما اخذ اللّه علی العلماء...».

2. وظیفه مردمی: «لولا حضور الحاضر و قیام الحجّة...».

حضرت علی علیه السلام معتقد بود که حکومت با خواست و رضایت مردم شکل گیرد. وقتی مردم بعد از کشته شدن عثمان، نزد حضرت علی علیه السلام آمدند تا با او بیعت نمایند، آن حضرت فرمود:

«ففی المسجد، فانّ بیعتی لاتکون خفیّاً و لاتکون الاّ عن رضی المسلمین22؛ پس مراسم بیعت در مسجد باشد، زیرا بیعت با من مخفی نیست و جز با رضایت مسلمانان عملی نیست.»

دولت حقّ زمانی می تواند اعمال قدرت نماید و در اهداف و برنامه های خود توفیق یابد که پیوسته از «مشروعیت الهی» و «مقبولیت مردمی» برخوردار باشد. دولت اسلامی مشروعیت و حقانیّت خود را از جانب خدا می یابد و بر اساس خواست و رضایت مردم تحقّق می پذیرد و با حمایت و مشارکت مردم، قدرت اجرایی و توفیق تحقّق اهداف الهی و قوانین حکومتی را با تکالیف شریعت مقدّس اسلام کسب می کند.

در نهج البلاغه آمده است:

ابن عباس گفت: در منطقه «ذی قار»، در مسیر حرکت به سوی بصره، در جنگ جمل، در حالی که حضرت علی علیه السلام به پینه زدن کفش خویش مشغول بود، نزد آن حضرت رفتم. آن حضرت به من فرمود: این کفش چقدر ارزش دارد؟

گفتم: ارزشی ندارد. آن حضرت فرمود: «واللّه لهی اَحبّ الیّ من امرتکم الاّ ان اقیم حقّاً او ادفع باطلاً23؛ به خدا سوگند! این کفش در نزد من از حکومت بر شما محبوب تر است، مگر این که حقّی را برپا سازم و یا باطلی را دفع نمایم.»

حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«خدایا! تو می دانی آنچه از ما رفت، نه به خاطر رغبت در قدرت بود و نه به خاطر رسیدن به چیزی از بهره های ناچیز دنیا؛ بلکه مقصد آن است که نشانه های دین تو را به جامعه باز گردانم و اصلاح را در شهرهای تو آشکار نمایم تا بندگان ستمدیده ات را امنیّت فراهم آید، و حدود اجراء نشده ات به اجرا در آید.»24

حضرت علی علیه السلام اهداف حکومت را چنین مشخص می کند:

1. بازگرداندن نشانه های دین به جامعه.

2. اصلاح: اینکه حضرت علی علیه السلام اصلاح را در مرتبه دوم ذکر کرده اند، معلوم می شود که اصلاح از نشانه های دین است و برای دین ضروری و جزو وظایف حکومت است.

3. امنیّت.

4. اجرا شدن حدود اسلامی.

امنیت و اجرا شدن حدود اسلامی، از نشانه های اصلاحات است.

3. رابطه متقابل فرد و دولت

رابطه فرد و دولت متقابل است، نه یک جانبه. این گونه نیست که مردم فقط اطاعت پذیر و تسلیم محض باشند و دولت هرچه اراده کند، انجام دهد. بین دولت و فرد «تعامل» وجود دارد؛ لذا نسبت به یکدیگر وظایفی دارند:

الف) وظایف زمامداران (دولت)

وظایف دولت از نظر حضرت علی علیه السلام شامل دستورالعمل هایی است که آن حضرت به زمامداران و کارگزاران خود می دهد. اینک مواردی از وظایف زمامداران را ذکر می کنیم:

1. اقامه حقّ

همان طوری که قبلاً ذکر شد، حضرت علی علیه السلام در حالی که مشغول دوختن کفش پاره خود بود، سؤال کرد: قیمت این کفش چقدر است؟

ابن عباس عرض کرد: ارزشی ندارد.

آن حضرت فرمود: «همانا حکومت در نظر من از این کفش هم بی ارزش تر است، مگر این که اقامه حقّ و عدل کنم و باطلی را از بین ببرم.»25

2. ایجاد امنیّت و آرامش

از مهم ترین وظایف دولت اسلامی این است که در تمامی زمینه ها، امنیّت را بر قرار سازد. امنیّت فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی باید برای همه مردم باشد. نباید فقط گروه خاص حاشیه امن داشته باشند و به کار و کوشش مشغول باشند و عدّه ای از کار و کوشش و فعالیّت های مختلف محروم باشند. حضرت علی علیه السلام می فرماید:

«فیأمن المظلومون من عبادک26؛ تا بندگان ستمدیده ات امنیّت داشته باشند.» حضرت علی علیه السلام وظایف اوّلیه مالک اشتر را چنین بیان می کند:

1. جبایة خراجها؛ جمع آوری مالیات.

2. عمارة بلادها؛ آبادی شهرها.

3. جهاد مع عدوّها؛ جنگ با دشمنان.

4. استصلاح اهلها؛ اصلاح انسان ها و امور آنها.

حضرت علی علیه السلام در رأس وظایف مالک اشتر در رابطه با مردم، مسأله جمع آوری مالیات را مطرح می کند. با توجّه به این که حضرت فردی ادیب و حکیم است و این گونه افراد سنجیده و دقیق صحبت می نمایند و هر جمله و کلمه ای را در جای مناسب می آورند، از این که آن حضرت جمع آوری مالیات را در رأس وظایف مالک اشتر شمرده است، فهمیده می شود که در امر حکومت و مملکت داری، «بودجه» اهمیّت بسیار فراوانی دارد.

به عبارت دیگر، آن حضرت می فرماید: اوّل باید مالیات بگیری و پول و امکانات داشته باشی و بعد شهرها را آباد کنی و با دشمنان بجنگی و افراد را اصلاح نمایی.

3. برپاداشتن حدود الهی

حضرت علی علیه السلام می فرماید: دولت نه تنها باید از مرزهای جغرافیایی و حریم زندگی افراد مواظبت نماید، بلکه باید از حریم و مرزهای عقیدتی و ارزشی جامعه پاسداری کند، تا بدعت، تحریف و فساد در جامعه صورت نگیرد. آن حضرت می فرماید:

«انّه لیس علی الامام الاّ... اقامة الحدود علی مستحقّیها27؛ همانا بر امام است... جاری ساختن حدود بر افرادی که سزاوار آن هستند.»

4. ایجاد عدالت اجتماعی

حضرت علی علیه السلام قربانی عدالت خویش بود. منش و روش او این نکته را تأیید می کند. آن حضرت در ایجاد عدالت و بسط آن در جامعه و کم کردن فاصله طبقاتی از هیچ کوششی دریغ نکرد. حضرت می فرماید:

«فما جاع فقیر الاّ بما مُتّع به غنّی28؛ پس فقیری گرسنه نماند، جز آن که توانگری از حقّ او، خود را به توانایی رساند.»

5. مردمی بودن زمامداران

«مردم» منشأ مقبولیت دولت اسلامی و از ارکان آن هستند. کارگزاران باید خودشان را از مردم بدانند و جدای از آنان نباشند. مردمی بودن زمامداران زمانی صورت واقعی و به دور از تصنّع و تکلّف خواهد داشت که مردم در بینش آنان جایگاهی واقعی داشته باشند و آنان خود را خدمتگزار مردم و برای مردم بدانند. پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:

«الخلقُ عیالُ اللّه، فاَحبّ الخَلقِ الی اللّه مَن نفع عیال اللّه29؛ مردم خانواده و عیال خدایند. پس محبوب ترین افراد نزد خدا، کسانی هستند که بر عیال خدا خدمت کنند.»

6. تواضع در برابر مردم

زمامدار باید با مردم از روی تواضع و فروتنی رفتار نماید، نه از روی تکبّر و غرور. «واخفض للرّعیّة جناحک30؛ در برابر مردم، فروتن باش.»

7. مشورت کردن با مردم

مشورت در امور مردم و دوری کردن از استبداد و خود رأیی، از مهم ترین کارها در راه و رسم مدیریتی حضرت علی علیه السلام است. آن حضرت با این که از مقام عصمت برخوردار بود، اما پیوسته با دیگران مشورت می کرد و به کارگزاران خویش هم این مسأله را گوشزد می کرد.

ب) وظایف مردم در مقابل دولت

همان طوری که بیان شد، رابطه فرد و دولت، دو طرفه است. در مقابل خدمات و تلاش هایی که دولت جهت رفع نیازها و احتیاجات مادی و معنوی مردم انجام می دهد، افراد هم وظایفی خاص دارند که باید انجام دهند؛ از جمله:

1. پرداختن و اداکردن حقوق مالی

دولت اسلامی با مشکلات و سختی های زیادی در راه انجام وظایف مادی و معنوی خویش رو به رو می شود و به تنهایی قادر به انجام وظیفه خود نیست. لذا یکی از وظایف افراد این است که حقوق مالی (مالیات) خویش را اداء نمایند.

2. مشورت با دولت

حضرت علی علیه السلام بارها در نهج البلاغه به نقش مردم تأکید می کند و به کارگزاران خویش گوشزد می کند که با مردم مشورت کنند:

«از بنده خدا، علی بن ابی طالب، امیرمؤمنان به نیروهای مسلّح و نگهدارنده مرزها.

اما بعد، حقّی که بر والی و زمامدار انجام دادن آن لازم است، این است که فضل و برتری که به او رسیده و مقام خاصّی که به او داده شده است، نباید او را نسبت به مردم دگرگون کند و این نعمتی است که خداوند به او ارزانی داشته است، باید هرچه بیشتر او را به بندگان خدا نزدیک و نسبت به برادرانش رئوف و مهربان سازد. آگاه باشید، حقّ شما بر من این است که جز اسرار جنگی، هیچ سرّی را از شما پنهان نسازم و در اموری که پیش می آید، جز حکم الهی، بدون مشورت شما کاری را انجام ندهم.»31

حضرت علی علیه السلام می فرماید: «شاور ذوالعقول تأمن الزّلل و النّدم»32؛ با خردمندان مشورت کن، تا از لغزش ها و پشیمانی ها ایمن گردی.»

آن حضرت وظیفه مردم و دولت را چنین بیان می کند:

«ای مردم! مرا بر شما حقّی است و شما را بر من حقّی که خیر خواهی از شما دریغ ندارم و حقّی که از بیت المال دارید بگزارم، شما را تعلیم دهم تا این که نادان نمانید، و آداب آموزم تا بدانید. اما حقّ من بر شما این است که به بیعت وفا کنید و در نهان و آشکار حقّ خیرخواهی را ادا کنید و چون شما را بخوانم، بیایید و چون فرمان دهم، بپذیرید و از عهده برآیید.»33

حضرت علی علیه السلام در دوران زمامداری خود، طوری رفتار می کرد که مردم به راحتی نزد آن حضرت می رفتند و مشکلات خود را با او در میان می گذاشتند. آن حضرت با مردم مشورت می کرد و مشکلات حکومت را با آنان در میان می گذاشت و از آنان راهنمایی و مشورت می خواست.

از این رو، به مردم می فرمود: «با من چنان که با جبّاران سخن می گویند، سخن نرانید، و چنان که با مستبدّان محافظه کاری می کنند، از من کناره مجویید و با ظاهر آرایی و به طور تصنّعی آمیزش مدارید و شنیدن حق را بر من سنگین نپندارید، و نخواهم مرا بزرگ انگارید، چه آن کس که شنیدن حق بر او گران افتد و نمودن عدالت بر وی دشوار بود، کار به حق و عدالت بر او دشوارتر است. پس، از گفتن حق، با رأی دادن در عدالت باز نایستید که من خویشتن را برتر از آن نمی دانم که اشتباه نکنم و نه کار خویش را از خطا ایمنم، مگر که خدا مرا در کار نفس کفایت کند که از من بر آن تواناتر است.»34

حضرت علی علیه السلام بارها مردم و کارگزاران را به «وفای به عهد» توصیه می کند و از آنان می خواهد که ثابت و استوار باشند و از طرف دیگر، داد سخن و اعتراض سر می دهد و به طلحه و زبیر که پیمان خویش را با علی علیه السلام شکستند، اعتراض و نفرین می کند.

آن حضرت می فرماید: «و بایعنی الناس غیر مستکرهین ولا مجبرین بل طائعین مخیّرین35؛ مردم بدون اکراه و اجبار و از سر میل و اختیار با من بیعت کردند.»

حضرت علی علیه السلام قطع رابطه بین مردم و دولت را، نشانه انحطاط و زوال دولت می داند و به وحدت و یکپارچگی بین آن ها اشاره می کند:

«هان! بهوش باشید که دست از ریسمان اطاعت برگرفته اید و با تجدید رسوم جاهلیت، دژ محکم الهی را درهم شکسته اید. خداوند بر این امت منّت نهاد و به الفت، آنان را با یکدیگر پیوند داد که در سایه آن زندگی کنند و در پناه آن بیارامند. این، نعمتی است که هیچ یک از آفریدگان بهایش را نمی داند. زیرا بهای الفت و یگانگی از هر بهایی گرانقدرتر و از هر چیزی پر ارزش تر است. و بدانید که شما پس از هجرت به خوی باده نشینی بازگشتید و پس از پیوند دوستی، دسته دسته شدید. با اسلام جز به نام آن بستگی ندارید و جز نشان آن را نمی شناسید...»36.

پی نوشت ها:

1. احزاب / 72.

2. نهج البلاغه، خطبه 3، (شقشقیه).

3. برترین هدف و برترین نهاد، ص 45.

4. پرتوی از نهج البلاغه، (ترجمه مرحوم طالقانی)، سید محمد مهدی صفری، چاپ ارشاد، ص 135.

5. شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج 2، ص 52.

6. نظامنامه حکومت، محمد بن کاظم محمد فاضل شهری، ترجمه مهدی انصاری، ص 94.

7. همان، ص 98.

8. نهج البلاغه، نامه 53.

9. برای همه رعیّت خود آنچه برای خود و خاندانت دوست داری، دوست بدار و برای آن ها آنچه برای خود و خاندانت نمی پسندی، مپسند. (تحف العقول، ص 123.)

10 و 11. الطبقات الکبری، ج 7، ص 137.

12. نهج البلاغه، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدی، خطبه 32.

13. همان، نامه 69.

14. شرح غررالحکم و دررالکلم، جمال الدّین محمد خوانساری، ج 3، ص 297.

15. همان، ج 2، ص 273.

16. نهج البلاغه، نامه 53.

17. همان، خطبه 40.

18. شرح غررالحکم، ج 6، ص 236.

19. همان، ج 4، ص 10.

20. همان، ج 6، ص 34.

21. نهج البلاغه، خطبه 3.

22. تاریخ طبری، ج 4، ص 427.

23. نهج البلاغه، خطبه 33.

24. همان، خطبه 131.

25. همان، خطبه 33.

26. همان، خطبه 131.

27. همان، خطبه 105.

28. همان، حکمت 328.

29. الکافی، ج 2، ص 164.

30. نهج البلاغه، نامه 46.

31. همان، نامه 50.

32. غررالحکم، ج 2، ص 263.

33. انساب الاشراف، ابوالحسن احمد بن یحیی البلاذری، ج 6، ص 142 ـ 145.

34. نهج البلاغه، خطبه 216.

35. ر.ک: نهج البلاغه.

36. همان، خطبه 193.

http://www.hawzah.net/Hawzah/Magazines/MagArt.aspx?MagazineNumberID=4786&id=39527


تعامل و شیوه های تربیتی امام رضا علیه السلام

     امامان شیعه علیهم السلام، اسوه و الگوی فکری، اعتقادی، عملی و اخلاقی هستند و راه نجات، در پیروی از آنان است و ائمه، در تمام جهات، رای ما مقتدا و نمونه و «امام»‎اند، در قول و فعل، در اخلاقیات و اجتماعیات، و بالاخره در همه چیز.

به فرموده امام علی علیه السلام:

«انظُروا اهل بیت نبیکم فالزموا سمتهم و اتبعوا أثرهم.(1)

     از بین همه مسائل، حیات حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام و ابعاد گوناگون زندگی آن حضرت، بعد «اخلاقی» را برای بحث در این مقال انتخاب کرده‎ایم.

     آن حضرت، از نظر بعد روحی و معنوی، معجزات و کرامات، علوم و فضایل، مباحثات کلامی با پیروان فِرق و مذاهب، شیوه برخورد با سیاستمداران و دولتمردان عباسی، ارتباط تشکیلاتی با شیعه و هواداران، مسأله ولایتعهدی مأمون، برخورد با گروه‎های مختلف اجتماعی، مکتب فقهی و اعتقادی، فعالیت سیاسی و رهبری شیعه، و بسیاری جنبه‎های دیگر شایسته بررسی دقیق و گسترده است، به خصوص که در برخی از آنها کمتر کار منسجم و دقیق و مدونی انجام گرفته است.

     از مسائل اخلاقی آن حضرت هم، روی موضوعاتی همچون: عبادت، کرم و بخشش، عفو و گذشت، تفقد اصحاب و موالیان، قضا، حاجت محتاجان، شیوه مناظره‎ها و احتجاج‎های وی، و مکارم اخلاق دیگر می‎توان تکیه کرد.
   اما آنچه برای بررسی در این مقال انتخاب شده است، «برخوردهای تربیتی امام رضا علیه السلام» است. به عبارت دیگر، اخلاق عملی امام در ارتباط با مردم، و برخوردهای سازنده در این بررسی، توجه عمده روی رفتارهای اخلاقی آن حضرت با اشخاص است، نه سخنان و تعالیم اخلاقی آن حضرت که در روایات منقول از وی مطرح می‎باشد.

    از خلق و خوی، و سیره اخلاقی آن حضرت نمی‎توان یک تابلو کامل و تمام عیار ارائه داد و از بوستان فضایل اخلاقی و شیوه‎های تربیتی امام رضا علیه السلام طرحی جامع الأطراف تصویر و ترسیم کرد؛ زیرا یک سری از برخوردها و نکات ریز نقل نشده‎ است. در بسیاری از آنچه هم که بیان شده، همراه با دقت لازم در نقل نبود است... اما از مجموعه آنچه نقل شده و در دست می‎باشد، می‎توان گوشه‎ای از این تابلو را نشان داد و گلی از این بوستان معطر را به عنوان نمونه ارائه نمود و هدیه آورد؛ زیرا نمونه‎ها هم می‎تواند آن خط کلی را نشان دهد و شاهدی بر «طرح جامع و کامل» باشد.

زبانِ عمل، زبانِ قول
    نمی‎توان منکر شد که «زبان عمل» و شیوه برخورد، تأثیری افزون‎تر از سخن و کلام دارد و اگر عمل انسان، آیینه فکرش و زبان کلامش باشد، دگرگون کننده‎تر و دلنشین‎تر و تأثیر‎گذارتر است.

   از این رو: به شیوه رفتار و «سیره اخلاقی و معاشرتی» حضرت رضا علیه السلام توجه می‎کنیم تا در آیینه اخلاق تجسم یافته در رفتارش، سیمای حق و «راه رشد» را بیابیم. این تعلیم خود ائمه است که:

«کونوا دُعاةَ الناسِ بِاعمالِکُم ولا تکونوا دعاةَ الناسِ بِالسنَتِکُم.»(2)

و سخن علی علیه السلام که:

«کونوا دُعاةَ النّاسِ بغَیرُ اَلسِنَتِکُم...»(3)

    و بالأخره «تأدیب به سیره» و «آموزشِ رفتاری» و «برخوردهای تربیتی»(4) چیزی است که در این مقال در پی بررسی آنیم و نمونه‎هایی را از سیره حضرت رضا علیه السلام ارائه خواهیم کرد.



هدفداری، در برخورد و معاشرت
    هدفداری یک انسان در تمام شؤون زندگی او اثر می‎گذارد و معتقد بودن به یک سلسله «مبادی» و «اصول»، فرد را در نحوه برخورد با مردم، چنان در چهارچوب آن اهداف و مبانی مفید می‎سازد که از تمام موضعگیری‎ها و سخنان و رفتار، می‎توان آن را فهمید.

   وقتی ائمه، در «کلام»، این اندازه دقت در تعبیر به کار می‎برند، طبیعی است که در برخوردهای اجتماعی و معاشرت، دقت بیشتر داشته باشد.

   گاهی در لحن کلام و طرز رفتار امام رضا علیه السلام نوعی قاطعیت و شدت عمل و برخورد صریح دیده می‎شود، گاهی هم ملایمت و نرمش و انعطاف و تسامح. این بستگی به موارد مختلف دارد.

   اصولاً برخوردهای هدفدار، از خصائص یک انسان هدفدار و اصولی است و در همه مسائل فکری، برنامه‎ریزی، تبلیغ، آموزش و تربیت، تشکیلات و ارتباطات، پیوندها، تولی و تبری‎ها، دوستی‎ها و دشمنی‎ها، موافقت‎ها و مخالفت‎ها، مکاتبه‎ها و خطاب‎ها، نشست و برخاست و معاشرت و حتی نگاه و احترام گذاشتن و ... او تأثیر می‎گذارد و همه حرکات، در رابطه با آن هدف تنظیم می‎شود و معنی و جهت پیدا می‎کند.

    اگر آن اصول و مبناها را در تفکر و زندگی کسی بشناسیم، آسان‎تر می‎توانیم اعمال و گفتار او را تفسیر و تبیین کنیم. روشن است که هدفداری در زندگی و تحرک‎ها و رفتارها، نیازمند «دقت» است. بدون دقت، نمی‎توان همه سخن‎ها و رفتارها را در رابطه با آن هدف تنظیم نمود. دقت، خمیر مایه برخوردهای مکتبی و رفتار هدفدار یک انسان است. در مورد امامان شیعه، که معصومند و کلام و عمل و تقریرشان، به عنوان «سنت»، برای ما «حجت شرعی» و ملاک محسوب می‎شود، این دقت، بیشتر مشهود و مورد توجه است.

    کلمات و تعبیرات ائمه، پاسخ‎هایشان به سؤالات افراد، عنوانی که در خطاب به کسی انتخاب می‎کنند، لحن جواب دادن، تأکیدات کلامی، احادیثی که برای اصحاب بیان می‎کنند، همه از دقت خاصی برخوردار است.

    «کلام ائمه»، در مورد اشخاص گوناگون، شرایط مختلف اجتماعی، مقتضیات زمان، ظرفیت و آمادگی طرف سخن، ذهنیت موجود در سائل و مخاطب، جبهه سیاسی و جناح و تیپ اجتماعی او، همه و همه در نوع کلامی که امام معصوم در آن موارد مختلف به کار می‎برد، مؤثر است. دقت‎های شگفت ائمه در تعبیرات و لحن کلامشان جای بسی بررسی و ملاحظه است.

وقتی ائمه، در «کلام»، این اندازه دقت در تعبیر به کار می‎برند، طبیعی است که در برخوردهای اجتماعی و معاشرت، دقت بیشتر داشته باشد.

گاهی در لحن کلام و طرز رفتار امام رضا علیه السلام نوعی قاطعیت و شدت عمل و برخورد صریح دیده می‎شود، گاهی هم ملایمت و نرمش و انعطاف و تسامح. این بستگی به موارد مختلف دارد.

در مورد مسائلی که جنبه اصولی دارد و با مبناها و خط فکری و عقیده در تضاد باشد، (مثل مسائل توحید، امامت، و ...) در این گونه موارد، امام رضا علیه السلام سازش ناپذیر، حساس، دقیق، بی‎گذشت و بدون اغماض است.(5) ولی در غیر این موارد اصولی و مبنایی، آن جا که به معاشرت‎های انسانی و حقوق شخصی و زمینه‎های صرفاً برخوردی مربوط می‎شود، اهل عفو و گذشت و اغماض و تسامح و برخورد بزرگوارانه است. این است راز و ملاک تفاوت در برخوردهای گوناگون آن حضرت.

برخوردهای تربیتی و سازنده
منظور از این عنوان، مواردی است که حضرت رضا علیه السلام در معاشرت‎ها و مقاطع گوناگونی که با افراد مختلف برخورد داشت، گاهی در برخورد به شیوه‎ای عمل می‎کرد، یا تذکری می‎داد، یا نکته‎ای را از اسلام مطرح می‎ساخت و کلاً به نحوی عمل می‎کرد که سازنده و تربیت کننده باشد و با عمل خود اسلام را در «صحنه عینیت» و در رفتار خویش نشان می‎داد. بخشی از این حوادث را به عنوان نمونه با عناوین مختلف ذکر می‎کنیم تا نشان دهنده «هدف تربیتی» و «روش سازنده»‎ای باشد که در رفتار آن حضرت وجود داشته است:

1- ارزش‎گذاری برای انسان
در چشم امام رضا علیه السلام همه افراد، از نظر انسانی مقام و ارزش داشتند و به آنان حرمت می‎گذاشت و برابری انسان‎ها را در حقوق ملاحظه می‎کرد، از تحقیر انسان‎ها و پست شمردن آنان و توهین و استهزا، سخت جلوگیری می‎کرد و شکل و شمایل و رنگ و ثروت و ... ملاک نبود، بلکه «انسان» در نظر او محترم و عزیز بود. حتی غلامان و سیاهان هم مورد عنایت و توجه او بودند و با آنان هم به عنوان یک انسان رفتار می‎کرد.

رعایت حقوق بشر، در رفتار امام رضا علیه السلام در حد اعلای آن بود. ذکر نمونه‎هایی از این گونه برخوردها مفید است:

- راوی: یاسر، خادم امام رضا علیه السلام است: (6)

امام رضا علیه السلام به ما فرمود:

«اگر من بالای سر شما ایستادم و شما در حال غذا خوردن بودید، بلند نشوید، تا این که از غذا خوردن فارغ شوید. گاهی حضرت، یکی از ما را (برای انجام کاری) صدا می‎کرد. وقتی گفته می‎شد: مشغول غذا خوردن است، می‎فرمود: بگذارید تا غذایش را بخورد، بعد...»(7)

ملاحظه:آنان که خادم، سرایدار، محافظ، دربان، دفتردار، منشی، شاگرد، وردست، همسر و ... دارند، در نحوه برخورد با این افراد، باید برای آنان هم «حق» قائل شوند و بدون رعایت حال آنان، از آنان کار نکشند و دنبال کارها نفرستند، و توجه داشته باشند که گرچه آنان، از جان و دل، خدمتگزاری می‎کنند و حتی گاهی آسایش و سلامت و جان خویش را در راه دیگران به خطر می‎اندازند، اما ارزش انسانی دارند و احساسات بشری آنان و حقوقشان باید ملاحظه و رعایت گردد، و چنین فکر نشود که آنان خلق شده و استخدام شده‎اند تا برای اینان کار کنند. نباید ضرورت‎های اجتماعی را ملاک و مبنای تغییر ناپذیر و پذیرفته شده قرار دارد.

- راوی: مردی از اهل بلخ

«همراه امام رضا علیه السلام در سفرش به خراسان بودم. روزی سفره غذایی طلبید و همه خدمتکاران و غلامان را (از سیاهان و دیگران) سر سفره جمع کرد.

گفتم: جانم به فدایت، کاش برای اینان سفره‎ای جدا قرار می‎دادی!

فرمود: دست بردار! (مَه) خدا یکی است، پدر و مادر همه یکی است، پاداش هم (در قیامت) به اعمال است.»(8)

- راوی: یاسر، خادم حضرت

«امام رضا علیه السلام هر گاه تنها می‎شد (فارغ از کارهای رسمی و تشریفات) تمام دور و بری‎های خود را از کوچک و بزرگ پیرامون خود جمع می‎کرد، با آنان حرف می‎زد، با آنان انس می‎گرفت، آنان هم با وی مأنوس می‎شدند. و هرگاه بر سفره می‎نشست، همه‎ی کوچک و بزرگ‎ها را صدا می‎کرد، حتی کارپرداز (سائس) و حجام را، و همه را بر سفره‎ی خویش می‎نشانید...»(9)

ملاحظه: نشست و برخاست با مستضعفان و غلامان، عملاً درس برابری انسان‎ها را دادن است، و این که خود را از مردم جدا نمی‎کرد، تافته جدا بافته نمی‎دانست و زندگی و اخلاق مردمی داشت، الهام از سیره رسول خدا بود که چنین می‎کرد.

در چشم امام رضا علیه السلام همه افراد، از نظر انسانی مقام و ارزش داشتند و به آنان حرمت می‎گذاشت و برابری انسان‎ها را در حقوق ملاحظه می‎کرد، از تحقیر انسان‎ها و پست شمردن آنان و توهین و استهزا، سخت جلوگیری می‎کرد و شکل و شمایل و رنگ و ثروت و ... ملاک نبود، بلکه «انسان» در نظر او محترم و عزیز بود. حتی غلامان و سیاهان هم مورد عنایت و توجه او بودند و با آنان هم به عنوان یک انسان رفتار می‎کرد.

- حضرت رضا علیه السلام وارد حمام شد.

یکی از افراد (که او را نمی‎شناخت) به وی گفت: مرا کیسه بکش. حضرت شروع کرد به کیسه کشیدن او.

امام رضا علیه السلام را به آن مرد معرفی کردند. ناراحت شده شروع به عذرخواهی کرد، ولی امام رضا علیه السلام همچنان او را کیسه می‎کشید و او را دلداری می‎داد. (یطیب قلبه)(10)

- مهمانی که به خانه حضرت رضا علیه السلام آمد.

شب بود. حضرت با او به گفت و گو نشسته بود که چراغ، خراب شد. آن مرد، دست دراز کرد آن را درست کند، حضرت جلوگیری کرد و خودش اقدام به اصلاح چراغ نمود. سپس فرمود: ما قومی هستیم که از مهمان خود کار نمی‎کشیم.(11)

- راوی: محمد بن عبیدالله قمی

«نزد حضرت رضا علیه السلام بودم و بسیار تشنه بودم. نخواستم از حضرت آب بطلبم.

خود آن حضرت آبی طلبید و از آن چشید و به من داد و فرمود: ای محمد! بنوش، که آب خنکی است. من هم نوشیدم.»(12)

ملاحظه:حدیث یاد شده، هم نشان‎دهنده علم غیب و کرامت حضرت رضا علیه السلام است که از حالت درونی افراد با خبر است، هم به فکر مهمان بودن و رفع حاجت او را می‎رساند، و هم تواضع وی را، که تا این حد در پذیرایی از مهمان اهتمام می‎ورزد.

- راوی: یسع بن حمزه

در مجلس امام رضا علیه السلام بودم و با وی صحبت می‎کردم و جمع بسیاری گرد آمده بودند و از حلال و حرام، از او می‎پرسیدند.

مرد بلند قد و گندمگونی آمد و سلام داد و خود را از دوستان آن حضرت و پدرانش معرفی کرد و اظهار نمود که در بازگشت از حج، نفقه و پولش را گم کرده است و درخواست کمک کرد تا به شهرش برسد و آن مقدار را از طرف حضرت صدقه دهد.

حضرت فرمود تا بنشیند. اکثر مردم رفتند و من و دو نفر دیگر مانده بودیم و آن مرد.

حضرت رخصت خواست و به اندرون رفت و پس از زمانی آمد و در را پیش کرد و دستش را از بالای در بیرون آورد و فرمود: آن خراسانی کجاست؟

گفت: من هستم، اینجا.

فرمود: این دویست دینار را بگیر و خرج کن و از آن تبرک بجوی و از طرف من هم صدقه نده. بیرون برو که همدیگر را نبینیم.

وقتی بیرون رفت، سلیمان (یکی از حاضران) پرسید: فدایت شوم، بخشش تو فراوان بود، پس چرا صورت از او پوشاندی؟

فرمود: از ترس این که مبادا خفت و خواری سؤال را در چهره‎اش ببینم، به خاطر این ادای حاجت او. آیا حدیث پیامبر را نشنیده‎ای که: آن که نیکی خود را بپوشاند، برابر با هفتاد حج است و آن کس که سیئه را، افشا کند، خوار می‎شود، و آن که سیئه را بپوشاند آمرزیده است؟! آیا نشنیده‎ای قول آن را که گفته است:

متی آتِه یوماً لِاَطلُبَ حاجتی رَجَعتُ الی أهلی و وجهی بِمائه(13)

ملاحظه:حفظ آبروی اشخاص، و جلوگیری از احساس حقارت و خرد شدن شخصیت یک انسان نیازمند و درمانده، گرچه محتاج است، ولی انسان است و آبرو و شخصیت دارد.

2- ارشاد معنوی اصحاب
امام رضا علیه السلام آن گونه که شأن امامت است، نسبت به اصحاب خویش و چهره‎های ممتاز شیعه، حالت سازندگی اخلاقی و تذکرات سازنده را دارا بود و چنان توجه داشت که اصحابش حتی اندکی هم در دام شیطان و وسوسه‎های نفسانی نیفتند. کنترل معنویت اصحاب، از برخوردها و تذکرات سازنده‎اش، از جمله با «بزنطی» و دیگران بر می‎آید.

اینک مواردی از این نمونه:

- راوی: بزنطی (احمد بن محمد بن ابی نصر البزنطی)(14)

«امام رضا علیه السلام مرکبی را نزد من فرستاد، بر آن سوار شدم و به حضور آن حضرت رسیدم و شب، پیش او بودم. مقداری که از شب گذشت، وقتی خواست برخیزد، فرمود: فکر نمی‎کنم که الآن بتوانی به شهر برگردی!

گفتم: آری، جانم به فدایت.

فرمود: پس امشب پیش ما بمان و فردا صبح، به برکت خدای متعال برو.

گفتم: چشم، جانم به فدایت.

آن گاه به کنیزش فرمود: ای کنیز! رختخواب خودم را برایش بگستر و ملافه مرا که در آن می‎خوابم بر روی او بکش و بالش مرا زیر سرش بگذار.

پیش خودم گفت: چه کسی به افتخاری که امشب نصیب من شد دست یافته است؟ خداوند این موقعیت و منزلت را برای من نزد امام رضا علیه السلام قرار داد که به هیچ یک از اصحاب ما نداده است. امام، مرکب خود را برایم فرستاد که سوار شدم، و رختخواب مخصوص خویش را برایم گسترد و من در ملافه او خوابیدم و متکای خویش را برایم نهاد. هیچ یک از اصحاب ما، به این شرف، نایل نشده است.

در همین حال، که امام با من نشسته بود و من در دلم این سخنان را می‎گذرانم، به من گفت: ای احمد! امیراالمؤمنین علی علیه السلام روزی به عبادت زید بن صوحان که مریض بود رقت، زید، به واسطه آن به مردم فخر می‎کرد. مبادا نفس تو، تو را به فخر بکشد! فروتنی کن در برابر خدا (یا: به خاطر خدا فروتن باش) و به دستانش تکیه داد و بلند شد...»(15)

ملاحظه: چون ممکن بوده که بزنطی از این موهبت و موقعیت، دچار غرور و خودخواهی شود و به فخر آلوده گردد، امام که از دل او خبر شد، در دم، این تذکر را داد تا او به گناه و خودستایی و ... گرفتار نشود و سالم بماند.

شایان یادآوری است که این ماجرا، به شکل‎های گوناگون و عبارات مختلف و به خصوص استناد امام رضا علیه السلام به عیادت حضرت امیر علیه السلام نسبت به زید بن صوحان، یا صعصعة بن صوحان (طبق نقل‎های بیشتر) روایت شده است و به نظر می‎رسد که همه اینها یک واقعه را بازگو می‎کند که به صورت‎های مختلف نقل شده است.(16)

- راوی: احمدبن عمر حلبی

در «منا» خدمت امام رضا علیه السلام رسیدم و عرض کردم: ما خانواده بخشش و خوشی و نعمت بودیم. خدا همه آنها را برد، تا آن جا که اینک محتاج کسانی هستم که به ما نیازمند بودند.

فرمود: ای احمد بن عمر! چه حال خوبی داری!

گفتم: فدایت شوم. حال من چنان بود که خبر دادم.

فرمود: آیا دوست داری که تو بر حالتی باشی که این جباران هستند و حال و وضعیت آنان را داشته باشی و دنیای پر از طلا مال تو باشد؟

گفتم: نه یا ابن رسول الله.

حضرت خندید و فرمود: از همین جا باز می‎گردی، چه کسی حالش بهتر است از تو؟ در دست تو صنعت (و هنری) است که آن را به دنیایی پر از طلا نمی‎فروشی، آیا بشارتت دهم؟

گفتم: آری، یا ابن رسول الله، خداوند مرا به تو و پدرانت شاد کند و ...»(17)

ملاحظه: وقتی وضع زندگی و معیشت انسان خوب نباشد، گاهی جنبه‎های معنوی و ارزش‎های والا را فراموش می‎کند و دنیا در نظرش جلوه می‎کند. امام رضا علیه السلام برای پیشگیری از این مسأله، احمد بن عمر را به ارزش واقعی فکر و ایمان و خط فکری و ارتباطش با اهل بیت و ... متذکر می‎شود و به یاد می‎آورد که دشمنان، با همه ثروت و امکاناتی که دارند، وقتی بیراهه می‎روند، فاقد ارزش می‎شوند. برعکس، ارزش، در خط فکری سالم و مکتبی است، که بسیار ارزشمندتر از ثروت دنیا و مادیات است ... تا زرق و برق دنیا، دیده را نزند و دل را نبرد ...

3- موضعگیری در مقابل بستگان فاسد
از نکات مهم، یکی هم آن است که حضرت رضا علیه السلام اگر در یکی از بستگان خویش، خلاف و انحرافی را در مسائل اخلاقی یا سیاسی یا اعتقادی می‎دید، تذکر می‎داد، انتقاد می‎کرد، موضع می‎گرفت و صرف خویشاوندی باعث نمی‎شد که آن حضرت، از تذکر و نهی از منکر و داشتن موضع خودداری کند.

بستگان آن حضرت هرگز نمی‎توانستند از خویشاوندی با او سوء استفاده کنند، چون حضرت این اجازه و مجال را به آنان نمی‎داد. حتی بعضی را طرد می‎کرد و افشا می‎نمود تا امر بر مردم مشتبه نشود و مردم بدبین نشوند و خلاف‎های آنان را به حساب امام نگذارند. به برخی از این گونه برخوردها اشاره می‎شود:

- راوی: یاسر، خادم آن حضرت

«زید بن موسی، [برادر امام رضا علیه السلام] در مدینه خروج کرد دست به کشتار و آتش‎سوزی (در خانه‎های بنی عباس) زد. از این جهت به «زیدالنار» معروف بود. مأمون کسانی را پی او فرستاد. او را گرفتند و پیش مأمون آوردند. مأمون گفت: او را پیش امام رضا علیه السلام ببرید.

چون او را نزد آن حضرت آوردند، حضرت به او فرمود: ای زید! آیا سخن سفلگان کوفه مغرورت کرده است که گفته‎اند: فاطمه علیهاالسلام چون عفاف ورزید، خداوند، ذریه او را بر آتش حرام کرد؟ این سخن فقط درباره حسن و حسین علیهماالسلام است. اگر خیال می‎کنی که گناه کنی و وارد بهشت شوی و موسی بن جعفر علیهماالسلام هم که اطاعت خدا را کرده وارد بهشت شود، پس با این حساب، تو نزد خدا گرامی‎تر از موسی بن جعفر (علیهماالسلام) هستی؟! به خدا سوگند، هیچ کس به پاداش خدا نمی‎رسد مگر با طاعت او. اگر خیال می‎کنی که تو با معصیت خدا به پاداش می‎رسی، گمان بدی کرده‎ای!...

زید گفت: من برادر تو و پسر پدرت هستم.

حضرت فرمود: تو تا وقتی برادر منی که خدای متعال را اطاعت کنی. نوح علیه السلام به خدا عرض کرد: پسرم از خانواده من است و وعده تو راست می‎باشد. خداوند فرمود: ای نوح! او از خاندان تو نیست، او عمل غیرصالح است: «یا نوح انّه لیس من اهلک انه عملٌ غیر صالح» (هود /46)؛ خداوند او را به خاطر معصیتش از خاندان نوح اخراج کرد.»(18)

ملاحظه: می‎بینیم که حضرت با برادرش که دست به ارتکاب خلاف زده، این گونه برخورد تند می‎کند تا هم موضع خود را روشن کرده باشد، هم خطای اندیشه برادر را گوشزد کند و هم «ملاک»ها را بیان نماید. برخورد حضرت با «زید النار» به چند صورت دیگر هم نقل شده است.(19)

- راوی: عمیر بن برید

«نزد امام رضا علیه السلام بودم. سخن از عموی آن حضرت (محمد بن جعفر) به میان آمد و حضرت او را یاد کرد (یا: از او یاد شد).

فرمود: بر خودم عهد کرده‎ام که من او را سقف خانه‎ای سایه نیفکند؛ (یعنی هرگز او را دیدار نکنم).

پیش خود گفتم: او (امام رضا علیه السلام) ما را به نیکی و صله رحم فرمان می‎دهد، ولی خودش درباره عموی خود چنین می‎گوید!

حضرت نگاهی به من کرد و فرمود: این، از نیکی و صله است. هر وقت که او نزد من آید و من به خانه‎اش بروم و درباره من سخنانی بگوید، مردم او را (به خاطر این دیدار و رابطه با من) تصدیق می‎کنند و حرف‎هایش را می‎پذیرند، ولی اگر پیش من نیاید و من به خانه او نروم، مردم حرف‎هایش را نخواهند پذیرفت.»(20)

ملاحظه: در این حدیث، افزون بر کرامت حضرت رضا در دانستن آنچه در قلب عمیر بن برید گذشته، و علاوه بر اصلاح فکر و رأی او، دقت حضرت را در پیوندها و رابطه‎ها و آثار جنبی و تأثیرات اجتماعی نوع رابطه‎ها و رفت و آمدهایش می‎رساند و همه نشان دهنده هدفداری حضرت، در همه برخوردهایش می‎باشد.

4- برخورد منطقی
تکیه بر منطق و کلام عقل پسند، در دل‎های مستعد و بی مرض و غرض، مؤثر می‎افتد. احتجاجات مفصل حضرت رضا علیه السلام با پیروان فرق و مذاهب و مخالفان گوناگون، و استدلال‎ها و برخوردهای منطقی وی، بسیاری را به «راه» آورد و در برابر «حق» قانع و خاضع ساخت و این شیوه مؤثر اخلاقی، حتی گاهی دشمنانی چون خوارج را هم رام می‎کرد.

به این نمونه توجه کنید:

- راوی: محمد بن زید رازی

«در خدمت امام رضا علیه السلام بودم، در ایامی که مأمون او را به ولیعهدی معرفی کرده بود. مردی از خوارج، در حالی که در دستش خنجری زهرآگین بود وارد شد و به دوستانش گفت: به خدا سوگند، پیش این شخص که مدعی است فرزند پیامبر است می‎روم، او این گونه وارد بر این طاغوت (یعنی مأمون) شده است! از او دلیل کارش را خواهم پرسید. اگر دلیلی داشت که هیچ، وگرنه مردم را از دست او (امام رضا علیه السلام) راحت خواهم کرد.

پیش امام آمد و اجازه طلبید، امام اذن داد و فرمود: به سؤالت به این شرط جواب می‎دهم که اگر پاسخم را پسندیدی و قانع شدی، آنچه را که در آستین داری (= خنجر) بشکنی و دور اندازی!...

آن مرد که از خوارج بود، حیرت زده ماند، خنجر را بیرون آورد و شکست. آن گاه پرسید: چرا به حکومت این طاغوت داخل شده‎ای، در حالی که اینان در نظر تو کافرند و تو پسر پیامبری، چه چیز تو را به این کار وا داشته است؟

امام رضا علیه السلام فرمود:

آیا به نظر تو اینان کافرترند، یا عزیز مصر و اهل کشور او؟ مگر نه این که اینان، خود را موحد می‎شمارند، ولی حکام مصر، نه یکتاپرست بودند و نه خداشناس؟!

یوسف، پسر یعقوب علیه السلام، پیامبر و پسر پیامبر بود که به عزیز مصر گفت: مرا مسؤول خزائن مملکت قرار بده ... و با فرعون‎ها نشست و برخاست می‎کرد. در حالی که من یکی از اولاد پیامبر (نه پیامبر) و مأمون هم مرا بر این کار، اجبار و اکراه کرده است. چرا بر من خشم می‎گیری و این را زشت می‎شماری؟

آن مرد گفت:

بر تو اشکالی نیست. گواهی می‎دهیم که تو فرزند پیامبری و تو صادق هستی.»(21)

5- نظارت بر کار خادمان
زیر نظر داشتن رفتار و اعمال غلامان و زیردستان، و تذکرات و هشدارهای لازم به آنان، از جمله دقت‎های دیگر امام رضا علیه السلام بود؛ چه در مورد اعمال فردی‎شان، چه در مورد رفتار با دیگران. به عنوان نمونه، مورد زیر یاد می‎شود:

- راوی: سلیمان بن جعفر الجعفری

«... طبق فرموده حضرت رضا علیه السلام بنا شد شب پیش وی بمانم.

غروب هنگام، به اتفاق آن حضرت، وارد خانه شدیم. حضرت، نگاهی به غلامانش کرد، که با گِل، اسطبل چهارپایان را درست می‎کردند و سیاه پوستی هم که جزء آنان نبود، مشغول به کار بود.

پرسید: این کیست که با شماست؟

گفتند: به ما کمک می‎کند، ما هم در آخر چیزی به او می‎دهیم.

پرسید: آیا اجرت و کارمزد او را معین کرده‎اید؟

گفتند: نه. هر چه بدهیم او راضی می‎شود.

حضرت در حالتی غضب آلود رو به آنان حرکت کرد.

گفتم: فدایت شوم، چرا خود را ناراحت می‎کنید؟

فرمود: من چند بار اینان را از این کار نهی کرده‎ام و گفته‎ام که کسی را به کار نگیرید مگر این که قبلاً مزد و اجرت او را با او قرارداد ببندید.

بدان که: هیچ وقت کسی را بدون اجرت معین به کار نمی‎گیری مگر این که اگر سه برابر اجرت هم به او بدهی، باز خیال می‎کند که کم داده‎ای، ولی اگر قبلاً طی کنی، و بعد همان اجرتش را بدهی، تو را خواهد ستود بر این وفای به عهد. و اگر یک دانه هم اضافه بدهی، آن را می‎شناسد و می‎داند که زیادتر به او داده‎ای (و در نظرش خواهد بود).»(22)

ملاحظه: گرچه برخی احتمال داده‎اند عصبانیت امام به خاطر راه دادن افراد مشکوک به منزل بوده و جنبه سیاسی داشته است، ولی به نظر می‎رسد علت پرخاش و غضب امام، بیشتر آن بود که غلامان، به حرف آن حضرت گوش نکرده بی توجهی نمودند به رغم توصیه مکرر امام در مورد تعیین مقدار دستمزد کارگر در اول کار، باز هم خودسرانه و بدون اجرای نظر امام، اقدام به چنان کاری کرده بودند و مستحق توبیخ بودند.

6- خلق و خوی والا
- راوی: ابراهیم بن عباس

«هرگز ندیدم که حضرت رضا علیه السلام به احدی با کلامش جفا کند.

هرگز کلام کسی را قطع نمی‎کرد تا از سخن، فارغ شود.

هرگز - اگر قدرت داشت - از برآوردن حاجت کسی روی بر نمی‎گرداند.

هرگز پایش را پیش همنشین دراز نمی‎کرد.

هرگز پیش همنشینان تکیه نمی‎داد.

هرگز غلامان و خدمتکاران را فحش و ناسزا نمی‎گفت.

هرگز تف نمی‎کرد، قهقهه سر نمی‎داد، خنده‎اش تبسم بود.

در خلوت و تنهایی، سفره‎اش را می‎گستراندد و همه غلامان، حتی دربان و کارپرداز خانه را هم بر سفره می‎نشانید.

شب‎ها کم می‎خوابید و بسیار بیدار بود. بیشتر وقت‎ها شب را تا صبح بیدار می‎ماند. روزه زیاد می‎گرفت. همیشه در هر ماه، سه روز را - اول، وسط و آخر - روزه می‎گرفت و می‎فرمود: این، روزه همه دهر است. حضرت بسیار کار خیر و صدقه پنهانی داشت، و بیشتر در شب‎های تاریک...»(23)

7- چند حدیث تربیتی
1- عن الرضا علیه السلام:

«من لَقی فَقیراً مُسلماً فَسَلَّمَ عَلَیهِ خِلافَ سَلامِهِ عَلی الأغنیاءِ لَقی الله عزّ و جلّ یَومَ القیامَةِ و هُوَ عَلَیهِ غَضبانٌ.»(24)

هر کس به یک مسلمان فقیر، طوری سلام دهد که متفاوت باشد با سلامش بر ثروتمندان، خداوند را در روز قیامت به گونه‎ای ملاقات می‎کند که خدا بر او خشمناک است.

2- «لا تَبذِل لِإخوانِکَ مِن نَفسِکَ ما ضَرَرهُ عَلیکَ اکثرُ مِن نَفعِه لَهُم.»(25)

از خود، به اندازه‎ای برای برادرانت بذل مکن که زیانش بر تو، بیش از سودش برای آنان باشد. (مایه گذاشتن از آبرو و امکانات).

3- به نقل آن حضرت از رسول خدا صلی الله علیه و آله.

«مِن حَق الضّیفِ اَن تَمشِیَ مَعَهُ فَتخرِجَهُ مِن حَریمکَ اِلی البابِ.»(26)

از جمله حقوق مهمان بر تو آن است که (هنگام رفتنش) او را تا دم در همراهی کنی.

ملاحظه: احادیث اخلاقی و تربیتی از حضرت رضا علیه السلام فراوان است، اما علت انتخاب و نقل این چند حدیث در این بحث، آن است که محتوای آنها، برخوردهای عملی و شیوه‎های اخلاقی و سیره رفتاری را در زندگی یک مسلمان مطرح می‎سازد، نه صِرفِ تعالیم اخلاقی.


پی‎نوشت‎ها:

* این مقاله برگرفته از مجموعه آثار دومین کنگره ی جهانی حضرت رضا علیه السلام، جلد سوم می باشد.

1- میزان الحکمه، ج 1، ص 192.

2- حدیث از امام صادق علیه السلام است. الحیاة، ج 1، ص 290 .

3- کافی، ج 2، ص 78.

4- علی علیه السلام: «من نصب نفسه للناس امامً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره، و لیکن تأدیبه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه، و معلم نفسه و مؤدبها احقّ بالإجلال من معلم الناس و مؤدیهم» - تأدیب به سیره (نهج البلاغه، تصحیح صبحی صالح، حکمت 73؛ بحارالأنوار، ج 2، ص 56.)

5- به عنوان نمونه مراجعه شود به: بحارالأنوار، ج 49، ص 14، روایات 5 و 6 و 7 در مورد امامت. همچنین ص 163، حدیث 3، سخن آن حضرت با فضل بن سهل و برخوردهای دیگر آن حضرت با این وزیر مأمون و نیز صراحت‎های آن حضرت در مباحثه‎ها و مناظرات کلامی و تبیین مسائل حقه اعتقادی از دیدگاه اهل‎بیت علیهم السلام.

6- معمولاً بعضی از کسانی که به عنوان خادم و کارگزار ائمه بودند از بزرگان شیعه و صاحب معرفت و کمالات بودند که به عنوان «خادم» در محضر ائمه به سیر می‎بردند و به مراجعات و کارها رسیدگی می‎کردند.

7- بحار الأنوار، ج 49، ص 102، (به نقل از: کافی، ج 6، ص 298).

8- بحارالانوار: ج 49، ص 101 (به نقل از: کافی ، ج 4، ص 23).

9- بحارالانوار: ج 49، ص 164 (به نقل از: عیون اخبارالرضا ، ج 2، ص 159).

10- بحارالانوار: ج 49، ص 99، حدیث 16، (به نقل از: مناقب این شهر آشوب).

11- بحارالانوار: ج 49، ص 102 حدیث 20: (به نقل از: کافی ، ج 6، ص 283).

12- بحارالانوار: ج 49، ص 31، حدیث 5، (به نقل از: عیون اخبارالرضا ، ج 2، ص 204).

13- بحارالانوار: ج 49، ص 101 (به نقل از: کافی ، ج 4، ص 24).

14- بزنطی، اهل کوفه، و یکی از اصحاب والا مقام ائمه است که فقیهی بزرگ و راوی عظیم الشأن بود و زمان امام رضا و امام جواد علیهماالسلام را درک کرد. وی از کسانی است که به اجماع علمای شیعه، آنچه را که به طور صحیح از او نقل می‎شود معتبر می‎شمارند. وی در سال 221 درگذشته است. (سفینة البحار، ج 1، ص 81).

15- بحارالانوار: ج 49، ص 36، حدیث 18، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ، ج 2، ص 212) و مشابه این در: مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 427؛ رجال کشی، ص 491.

16- بنگرید به: بحارالانوار، ج 49، ص 269.

17- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 428، به نقل از: رجال کشی؛ ص 497)

18- بحارالانوار: ج 49، ص 217، حدیث 2، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص234).

19- بنگرید به: بحارالانوار، ج 49، ص 221 – 216.

20- بحارالانوار، ج 49، ص 30، حدیث 3 و صفحه 220، حدیث 6، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2 ، ص204).

21- بحارالانوار، ج 49، ص 55، (به نقل از: الخرائج و الجرائح، ص 245).

22- بحارالانوار، ج 49، ص 106، (به نقل از: کافی، ج 5، ص 288).

23- بحارالانوار، ج 49، ص 90، حدیث 4،(به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 184).

24- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 1، ص 299، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص52 ).

25- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 314، (به نقل از: من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 103).

26- مسند الامام الرضا علیه السلام، ج 2، ص 331، (به نقل از: عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 69).


تعداد کل صفحات: 2 1 2